من تصمیم می گیرم خوب باشم ولی وقت امتحان الهی ، سربلند بیرون نمی آیم . چه کار کنم ؟
ببینید بچه ها چطوری راه رفتن را یاد میگیرند . چند قدم می روند و زمین میخورند ولی زمین نمی مانند و دوباره بلند میشوند . مسائل معنوی هم همینطور است . هرکس بخواهد سالک و راهرو بشود ، در ابتدا چند روز حال خوشی دارد و بعد زمین می خورد . غفلت میکند . نباید ناراحت بشود . باید دوباره بلند بشود . خدا به چنین کسی تواب میگوید . می گوید : خدا عاشق آدمهای تواب است . یعنی زمین می خورند و دوباره بلند میشوند . اینکه ایشان تصمیم دارند خیلی خوب است . افتادن هم طبیعی است . گاهی خدا دست از سر شما برمی دارد تا بفهمید این چند قدمی هم که آمدید دست خودت نبود . راننده های کامیون وقتی می خواهند بفهمند چرخشان کم باد است ، دستشان را از روی فرمان بر میدارند و اگر فرمان به طرفی متمایل شد ، معلوم میشود که چرخ کم باد است . خدا دستش را از سر انسان بر میدارد تا بفهمد کمبود دارد . آنهایی که می خواهند دوچرخه سواری یاد بگیرند ، یک کسی ترک را می گیرد و طرف پا میزند و یک دفعه رهایش می کند و او می افتد و این کار لازم است . خدا هم همینطور است . بعضی موقع ما را می گیرد و بعد رها می کند و مهم این است که وقتی افتادیم دوباره بلند بشویم . این ها همه امتحان الهی است .
ازسخنان استاد رنجبر